ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

779

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

و عمومى نيست و اغلب از آنان بىنياز ميشوند و خدايگان دولت در كار اين گروه و ادارهء امورى كه بر عهده دارند اهتمام ميورزد چه او موظف است كه در مصالح عمومى نظارت كند و بدين سبب به نسبت نيازى كه بايشان هست براى هر يك بهره‌اى از روزى تعيين مىكند و چنان كه بيان كرديم مستمرى آنان با مستمريهاى لشكريان و صنعتگرانى كه حوائج ضرورى مردم را فراهم ميكنند برابر نيست هر چند پيشه و سرمايهء آنان از لحاظ دينى و مراسم شرعى شريفتر است ، بلكه او بر حسب نياز عمومى و ضرورت اجتماع مستمريها را تقسيم بندى مىكند و بدين سبب سهم آنان بجز ميزان اندكى نميشود . و نيز گروه مزبور به علت آنكه داراى سرمايه‌اى شريفتراند در نزد خلق و پيش خود ارجمند ميباشند و از اين رو در پيشگاه خداوندان جاه فروتنى نميكنند تا به بهرهء بيشترى نائل آيند كه سبب فزونى روزى آنان شود ، بلكه براى اين گونه ملاقاتها وقت فارغى هم ندارند . زيرا ايشان سرگرم كالاى شريفى هستند كه مشتمل بر به كار بردن انديشه و بدن است و گذشته از اين به علت سرمايه‌هاى شريفى كه دارند نميخواهند خود را در نزد اهل دنيا مبتذل و بىمقدار كنند و آنها از اين گونه امور به كلى بركنارند و بدين سبب اغلب ثروت آنان فزونى نمىيابد . و من با بعضى از فضلا در اين باره ببحث پرداختم و او گفتهء مرا انكار كرد . اتفاقا اوراق كهنه‌اى دربارهء محاسبات ديوانهاى درگاه مأمون بدستم رسيد كه مشتمل بر بسيارى از عوائد و مخارج آن روزگار بود و از آن جمله در آن اوراق ميزان روزى و مستمرى قضات و پيشنمازان و مؤذنان را نيز مطالعه كردم و آن فاضل را بدان آگاه گردانيدم و بسبب آن به صحت گفتار من پى برد و از انكار خود بازگشت و از اسرار خدا در آفريدگان و حكمت او در عوالمش درشگفت شديم و خدا آفرينندهء تقدير كننده است [ 1 ] .

--> [ 1 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت پايان فصل چنين است : « و خدا آفرينندهء تواناست پروردگارى جز او نيست » .